سیزدهمین دورهمی کافه محفل
سیزدهمین دورهمی کافه محفل
اهمیت کار تیمی در موفقیت استارتآپها

سیزدهمین «کافه محفل» عصر شنبه ۱۵ تیرماه ۹۸ ماه، با موضوع «معرفی ابزارهای طراحی کسب و کار و تیمسازی» از سوی مرکز رشد واحدهای فناور هنرهای قرآنی در فضایی متفاوت و حال و هوایی دیگر برگزار شد. برخلاف جلسات گذشته، این بار کافه محفل با رهبری و هدایت دو استاد به نامهای محمدابراهیم دهدشتی و رضا اصغریان با همکاری مرکز رشد دانشگاه هنر در و در این مرکز برگزار شد.
محمدابراهیم دهدشتی، کارشناس استارتآپ، در ابتدای این کافه محفل بیان کرد: مراد از کافهمحفل این است که افرادی در حوزه علوم انسانی و قرآنی گرد هم آئیم و راجع به کسب و کارها در این زمینه بحث کنیم و گوشههای مختلف ایجاد یک کسب و کار نوپا را مورد بررسی قرار دهیم. امروز قرار است درباره ابزارهای طراحی کسبوکار به ویژه خلق ارزش پیشنهادی به بحث و گفتوگو بپردازیم. از امروز میخواهیم درباره چگونگی ورود به بازار و بوم پیشنهادی بحث کنیم.
تعریف صحیح از ارزش پیشنهادی
وی درباره تعریف درست ارزش پیشنهادی اظهار کرد: ارزش پیشنهادی رابطه نزدیکی با مزیت رقابتی دارد و در پاسخ یک سؤال میآید که چرا باید مشتری پول بدهد و از من خرید کند؟ پاسخ این سؤال تبدیل به ارزش پیشنهادی میشود. همچنین برای اینکه کسبوکاری داشته باشید که مشتری موافق کار شما باشد، باید ارزشی را برای مشتری خلق کنید که حاضر باشد پول خرج کند و از شما خرید کند. در مزیت رقابتی، تفاوت این است که شما فقط به نسبت رقیبتان در بازار، یک پله بالاتر هستید.
دهدشتی بیان کرد: بوم ارزش پیشنهادی دارای دو قسمت شامل ارزش پیشنهادی و بخش مشتری است، که توجه به هر دوی آنها حائز اهمیت است. به طور مثال دیجیکالا یک سرویس است، اما پلتفرم نیست. سرویس یعنی صاحب کسب و کار به صورت مستقیم درگیر کار و خدمت در بازار میشود، اما پلتفرم همانند اسنپ، یک دلال است که تولیدکننده و مصرفکننده را به یکدیگر وصل میکند. اولین پلتفرمها بنگاههای املاک بودند. فرق بین پلتفرم و سرویس در حجم بازار آنها و خدماتی است که ارائه میدهند. اندازه بازار پلتفرمها نامحدود است و روزانه بیشتر میشود.
دهدشتی افزود: دیجی کالا اجناس را از بازار میخرد و از انبار خودش میفروشد که این عیبهایی دارد. مثلاً پول زیادی را باید خرج کند که برخی اجناس ممکن است از بین برود و از سوی دیگر هزینه استهلاک و انبار و ... هم وجود دارد، اما «بامیلو» به فروشندگان میگوید اجناس خود را در سایت معرفی کنند و خریداران هم نیازهای خود را در آنجا ببینند. اما گرفتن درخواست و ارسال آن در بامیلو چند روز طولانیتر است، در حالیکه دیجی کالا زودتر تحویل میدهد، چراکه گرفتن درخواست مشتری و سپس ارائه به فروشنده و در نهایت تحویل به مشتری چند روز طول خواهد کشید.
وی بیان کرد: باید به این نکته توجه کرد که بوم کسبوکار یکبار برای همیشه نوشته نمیشود، بلکه باید دائماً به روز شود. اگر اسنپ یا دیجیکالا، خود را به روز نکنند، قطعاً از گردونه رقابت خارج میشوند، بنابراین باید دائماً به روز شوند.
در ادامه رضا اصغریان، کارشناس حوزه استارتآپ، از حضار خواست که بایستند و در جای خود، دو دور به دور خود بچرخند و گفت این کار تاثیر بسزایی در افزایش راندمان جلسه خواهد داشت.
اصغریان بیان کرد که با توجه به اینکه هرکدام از حاضرین میخواهند کسب و کاری راه بیندازند در ادامه میخواهیم درباره تیمسازی که یکی از مباحث مهم کسب و کار است بحث و گفتوگو کنیم و نیز به تعریف گروه و تیم و تفاوت میان آنها پرداخت.
اهمیت کار گروهی
وی درباره گروه و تیم گفت: گروه، مجموعهای از افراد هستند که دور هم جمع شدهاند و یک هدف خاص را دنبال میکنند و یک نفر بالای سر آنهاست و به صورت وظیفهای، کار را به آنها میسپارد و هرکس در حیطه وظیفه خود فعالیتش را انجام میدهد. در تیم که بهترین مثال آن یک تیم فوتبال است دقیقاً هدف مشخص و روبرویشان است و همه اعضا با یک رهبری موثر هم هدف میشوند برای رسیدن به آن نقطه. یکی از تفاوتهای عمده گروه و تیم، نوع رهبری آنها است. معمولاً بهترین نوع رهبری برای تیمهای کاری، رهبری مشارکتی است. برای راهاندازی و یا پیشبرد یک کسب وکار به مهمترین عاملی که نیاز است نیروی انسانی خوب میباشد و دوم اینکه نیرو پراکنده نباشند و در قالب تیم فعالیت کنند.
اصغریان ادامه داد: متأسفانه در کشور ما اکثر شرکتها کار تیمی را بلد نیستند و تیم را اشتباه جمع میکنند و میبندند و یک ایده ناب و عالی از بین میرود. روح تپنده یک سازمان نیروی انسانی ان است و اگر برای لحظاتی چشمهایتان را ببندید و یک سازمان را بدون نیروی انسانی تصور کنید و وارد آن شوید. فقط تعدادی وسایل میبینید و روح تپنده آن سازمان نیست و هیچ اتفاقی نمیافتد و نیز اگر نیروی انسانی خوب هم در کسب و کار شما باشد ولی چون تیمسازی خوب اتفاق نمیافتد هر کدام تحلیل میرود و حتی بعد از اینکه با کسبوکار شما آشنا شد، آن را از دست میدهید و جذب سازمانی دیگر میشود.
وی گفت: در کسبوکارها ابتدا افراد به صورت یک گروه جمع میشوند و تنها هدف آن مشخص است و کم کم به صورت تیمی در میآیند که هر کدام از تیمها بخشی از آن گروه خواهند بود. اعضای یک تیم با هم ارتباط متقابل دارند. به طور مثال یک خانواده را به عنوان یک تیم در پروسه خرید نظر بگیرید. یک نفر وظایف را تقسیم میکند و یک نفر نیاز سنجی میکند، مثلاً میخواهند غذا بپزند و متوجه میشوند روغن پخت و پز موجود نیست که اینجا نیازسنجی اتفاق میافتد. در این تیم یک نفر تصمیمساز است و به طور مثال میگوید از یک برند خاص خریداری شود. یک نفر تأییدکننده است و یک نفر همیشه مخالف است و خیلی نقشهای دیگر و در آخر فرزند پسر خانواده میرود خرید و اتفاقاً از آن برندی که تصمیم گرفته شده از آن خریداری شود خرید نمیکند.
این کارشناس استارتآپ یادآور شد: در واقع در هر تیم هر فرد وظیفهای دارد که باید آن را به درستی انجام دهد. در کشور ما در گذشته در شرکتها رئیس هیئت مدیره و مدیرعامل یک نفر بود، و این باعث بروز مشکل در آنجا بود چون یک نفر همه اختیارات را به عهده داشت. شرکتهایی الان موفق هستند که مدیرعامل و هیئت مدیره آنها جدا است و همه اختیارات به عهده یک نفر نیست.
وی تأکید کرد: مدیر باید فردی باشد که توانمندی هدایت و مدیریت یک تیم و درک بسیار وسیعی را داشته باشد، برای مثال کسی که صرفاً یک برنامهنویس نرمافزار است ممکن است مدیر خوبی نباشد. در واقع در تیمسازی مهم این است که هر کس در جایگاه خودش باشد. سیستم رهبری کار تیمی به این صورت است که در درجه اول مدیر باید کار نظارت را به درستی انجام دهد و یک دید ماهوارهای داشته باشد. وظیفه مدیر تصمیمگیری است و به گفته «هربرت سایمون» اقتصاددان و جامعه شناس معروف آلمانی، مدیر کاری جز تصمیمگیری ندارد. مدیر باید بتواند به درستی شرح وظایف برای برای پرسنلی که داریم و نداریم بنویسد، مسئولیت بدهد و به آنها اختیار داده شود.
اصغریان ادامه داد: در ابتدا باید یک چارت سازمانی برای سازمان خود بنویسید و نیز در آن دپارتمانهای سازمان خود را بنویسید. اشتباه در نوشتن چارت اینجا اتفاق میافتد که آنچه سازمان ما هست را مینویسیم، اما خیلی بزرگتر از آن باید باشد و همه دپارتمانهایی را که باید داشته باشیم و نداریم و از جمله واحد تحقیق و توسعه، فروش و ... را هم باید بنویسیم و جاهای پر و خالی را مشخص کنیم. و در موقع استخدام نیرو به این چارت باید نگاه کرد.
وظایف مدیر
این کارشناس استارت آپ تأکید کرد: وظیفه بعدی مدیر شرایط احراز شغل میباشد. کسی که قرار است برای قسمتی به کار گرفته شود را چگونه باید استخدام کرد و چه مشخصاتی باید داشته باشد. برایر مثال مدیر میتواند طراحی کند که در سه روز مختلف و در سه واحد مختف با شخص مصاحبه شود. ابتدا مصاحبه تخصصی، بعد در قسمت تحقیق و توسعه و بعد حتی توسط خود مدیر در روز دیگر مصاحبه شود تا مصاحبه شونده را در شرایط مختلف و آستانه تحمل او را سنجید و فرد خلاق را شناسایی کرد و بهکار گرفت.برای مثال اگر بخواهیم مدیر فروش استخدام کنیم نحوه انتقال مطالب و ضریب هوشی او مهم است. و باید به او انگیزه داد.
اصغریان در ادامه این بحث از حضار خواست که در ۵ ثانیه بگویند در ایران چند ایستگاه پمپ بنزین وجود دارد. در ۵ثانیه اول کسی جواب نداد. و در ۵ ثانیه بعدی تعدادی از افراد اعدادی را بیان کردند.
اصغریان ادامه داد: در سری اول من شخص را به چالش کشاندم با محدودیت زمان، چون ما به مدیریت بحران هم احتیاج داریم و همچنین باید بهگونهای به کار گرفته شود که به او انگیزه دهد و در مصاحبه از او میپرسیم که حقوق ثابتی را میخواهد یا درصدی از فروش به همراه حقوق ثابت کمتر. اگر روش اولی را انتخاب کرد این فرد، برای این شغل مناسب نیست و همچنین اگر فرد مناسبی باشد از قبل شرکت و فعالیتهای آن را در فضای مجازی رصد کرده است. مدیر باید مدیریت زمان کند و در بحران تصمیمگیری کند.
وی بیان کرد: افراد میتوانند با انجام تمرینهایی این توانایی را در خود افزایش دهند. برای شروع مسیر امروز خود را تا منزل تغییر دهید و از مسیر معمول همیشگی نروید. وقتی به منزل رسیدید در جای همیشگی ننشینید و کارهای معمول خود را به شیوهای دیگر و برعکس آن را انجام دهید. این کار باعث میشود مغز خود را به چالش بکشید و قدرت تحلیل و سرعت انتقال خود را بالا ببرید و تصمیمگیری با سرعت بیشتری انجام میشود.
ابعاد چرخه انگیزشی پرسنل
این کارشناس استارتآپ و کسب و کارهای نوپا درباره چرخه انگیزشی پرسنل تأکید کرد: متأسفانه در کشور ما بعد از استخدام، افراد در بدو ورود به سازمانها دچار سردرگمی هستند و سازمان برای آنها مانند یک جزیره ناشناخته است. درواقع بعد از استخدام ابتدا باید فردی که استخدام شده است تفهیم وظایف شود و با کسانی که با آنها از نظر کاری مرتبط خواهد بود معارفهای داشته باشد. برای مثال در شرکت تویوتا، فرد بعد از استخدام دفترچه شرکت را به او میدهند و تا یک هفته در اختیار داشته باشد و مطالعه کند تا به طور مفصل با محیط کاری خود آشنا شود.
وی اظهار کرد: یکی از روشهای تعامل در کار تیمی که در سازمانهای موفق اتخاذ میشود، برگذاری جلسات درون تیمی کوتاه به صورت مستمر، درباره برنامههای سازمان و بررسی و حل مشکلات روبهروی سازمان است. برای مثال در جلسه امورز مسئلهای مطرح میشود و مشکلی که پیش رو است اما با زمان کوتاه مثلاً ۱۰ دقیقه و قرار میشود تدبیری اندیشیده شود. روز بعد باز افراد جمع شده به همان صورت جلسات کوتاه و راه کارها را مطرح میکنند و بعد قرار میشود طرح را آماده کرده و ارائه شود و همینطور ادامه پیدا کرده تا طرح برتر شناخته شود.
اصغریان در پایان از حضار خواست که جلسات را با آواهایی مانند «یوها» شروع کنند و با یوها تمام کنند. همچنین از حضار خواست که بایستند و دست بزنند که این کار باعث افزایش انرژی افراد هنگام انجام کار تیمی میشود.
98/04/19
نظر شما :